خرید بک لینک
لطفا یک آفتابه آب بریزیدداخلی- توالت- روزیک توالت کثیف که که در و دیوار آن پر از یادگاری و خیس است. نمای دوربین به در توالت است که بزرگ نوشته لطفا یک آفتابه آب بریزید.امیر حدودا سی ساله و لاغر با کت و شلوار سفید و کروات و هندزفیری بلوتوث به گوش با عجله وارد توالت می شود. سایه او در حالی که موسیقی گوش می کند و با آن تکرار می کند و ایستاده دستشویی می کند روی دیوار است.بعد از چند ثانیه که کارش تمام می شود هنگام بیرون رفتن چیزی توجهش را جلب می کند بعد از کمی مکث به سمت آن می رود دوربین هم تا بحال ثابت بوده به سمت حرکت او پن می کند.یک گوشی تلفن قدیمی و سلطنتی گوشه توالت است. امیر با تعجب به سمت آن

برچسب: فیلمنامه,کوتاه, نویسنده: کاوه حسینی‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:44

پارک دانشجوداخلی- اتوبوس-روزداخل اتوبوس شهری در قسمت مردانه تنها امیر حدودا بیست و پنج ساله با تیشرت یقه باز قرمز و ابروهایی نازک و کمی آرایش در صندلی های وسط و کنار پنجره نشسته است. و در قسمت زنانه اتوبوس دو دختر پشت به قسمت مردانه با هم حرف زدن حرف می زنند.اتوبوس در ایستگاه می ایستد و کمال حدودا پنجاه ساله و چاق با کت و شلوار نسبتا کهنه وارد اتوبوس می شود. با دیدن امیر به او خیره می شود و روی صندلی روبروی او می نشیند.امیر با نشستن کمال روبه او: آقا می خوام برم انقلاب کدوم ایستگاه پیاده شم؟کمال( نگاهی به خیابان می اندازد و بعد دوباره امیر نگاه می کند): کجا انقلاب می خوای بری؟امیر: نزدیکای پار

برچسب: فیلمنامه,کوتاه,پارک,دانشجو, نویسنده: کاوه حسینی‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:44

حیات وحشداخلی- رستوران- روزیک رستوران سنتی حدودا 50 متری که دورتادور آن تخت هایی فرش شده است که روی بیشتر آنها غذاهای مختلف نیمه کاره وجود دارد.موسیقی سنتی با صدای آرام در رستوران پخش می شود و تلویزیونی بزرگ نیز مستند حیات وحش و شکار را نشان می دهد ولی هیچ کس در رستوران نیست.روی یکی از تختهای روبروی در که دو بشقاب بزرگ و یک بشقاب کوچک وجود دارد روی بشقاب کوچکتر خون ریخته شده و رد خون کف رستوران نیز وجود دارد.یک پسربچه حدودا 15ساله سرش را با احتیاط داخل رستوران می کند و داخل را نگاه می کند و بعد آرام وارد میشود و همچنان که اطراف را نگاه می کند روی تختی که کنار تخت خونی است می نشیند و شروع به

برچسب: فیلمنامه,کوتاه,حیات,وحش, نویسنده: کاوه حسینی‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:44

امروز این جمله را در کانال تلگرام دوست خوبم شاهین کلانتری از پائیلو کوئیلو خواندم:

چهل سال طول کشید تا اولین کتابم را بنویسم.

قابل توجه کسانی که منتظرند تا با اولین نوشتشون دنیا رو فتح کنند و دائم از بی عدالتی ها ابراز ناراحتی می کنند.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:9 توسط امیرحسین جواهری |

برچسب: چهل,سال,صبر, نویسنده: کاوه حسینی‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:44

اگر به نوشتن در هر زمینه ای علاقه داشته باشید احتمالا اهمیت استعاره ها را می دانید. استفاده از استعاره یکی از توانایی های خاص بشر است و یکی از مهمترین مهارتهایی است که هر نویسنده ای باید داشته باشد. استعاره نویسی برای نوشتن دیالوگ هم برای فیلمنامه نویسان اهمیت زیادی دارد چون بخشی از گفتگوها روزانه ما را از استعاره ها تشکیل شده اند. یک تمرین خوب برای پرورش این مهارت را من از دوست خوبم شاهین کلانتری آموختم. این تمرین به این صورت است که هر روز حداقل ده بار یک کلمه را در این جمله بگذاریم و این جمله را با کلمات مختلف کامل کنیم. مثلا سیب مثل .............. است. و ده بار با کلمات مختلف این جمله را ک

برچسب: تمرین,استعاره,نویسی, نویسنده: کاوه حسینی‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:44

صفحه بندی